![]() |
![]() |
|
| وبلاگ شخصی عبدالرضا مفتوحی |
|
دنیا پر از خیانت و نیرنگ می شود هر گوشه ای که می نگرم جنگ می شود پیچیده بوی گند تظاهر درون شهر شهری که سهم آینه اش سنگ می شود آمد بهار و غنچه تبسم نمی کند حتی بهار واژه بی رنگ می شود افسانه بود ماهی قرمز درون آب این برکه آشیانه خرچنگ می شود بیهوده در مسیر غزل راه می روم وقتیکه پای قافیه ام لنگ می شود خورشید بی فروغ و بهار است یک دروغ (وقتی دلم برای خودم تنگ می شود) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:49 توسط عبدالرضا مفتوحی |
|
|
ای دوست ببین پر کبوتر سرخ است فانوس و گلیم وغنچه پرپرسرخ است ای آبی و ای زرد بدانید همه چشم و دل و دین لیگ برترسرخ است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 18:14 توسط عبدالرضا مفتوحی |
|
|
روزگار من شبیه موی یک نفر که نیست
برمشام من همیشه بوی یک نفر که نیست پرسه می زنم درون کوچه های شهرخود خسته میشوم زجستجوی یک نفرکه نیست یک نفر جواب نامه مرا بیاورد یا کسی برد مرا بسوی یک نفر که نیست اخم کرده ام به روی هر که عاشقم شود خصلتم شده شبیه خوی یک نفرکه نیست میکشم به بوم دل همیشه نقش بودنش مانده در دل من آرزوی یک نفر که نیست مثل اینکه بغض او نشسته در گلوی من بغض من شکسته درگلوی یکنفرکه نیست کاغذم میان دست من مچاله می شود مثل اینکه رفته آبروی یک نفر که نیست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 1:18 توسط عبدالرضا مفتوحی |
|
ما تا آخرین نفس ایستاده ایم تا کور شود هر آنکه نتواند دید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:10 توسط عبدالرضا مفتوحی |
|
|
به روی چهره آیینه گرد می ریزد
و از وجود تن خسته درد می ریزد همیشه دلخوش سبزیم سبزفروردین و غافلیم ز آبان که زرد می ریزد دراین زمانه چه آغوش گرم بی معناست که شعله شعله زخورشید سردمی ریزد چه سادگی است که باورکنیم یکرنگی در آن زمان که زهر سو نبرد می ریزد اگر که شعله رسد خشک و تر نمیداند بلا بلاست که بر زوج و فرد می ریزد اگر نوشت بیا کاخ دارد این وادی ز ترس زلزله ها برنگرد می ریزد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:0 توسط عبدالرضا مفتوحی |
|
|
تقدیم به معلم که چون شمع ژاپنی ماندگار است
شمعی است سوزان معلم یعنی تمامی ندارد پخته است از بس معلم یک ذره خامی ندارد دارد صدایی شبیه باران و رعد وکمی برق غیر از عزیزم عزیزم بر لب کلامی ندارد شاگرد تنها گرسنه هی میخوردچوب وسیلی استاد جزمشت وسیلی هرگز طعامی ندارد شغل شریف معلم آموزش علم و دانش آقا که دستی به زلف ودستی به جامی ندارد بادستمزد قلیلش امواج اشک چو نیلش در روزگار تورم جز فکر وامی ندارد دور از ریا ساده بودن یک عمرافتاده بودن گویا که در آفرینش جا و مقامی ندارد ......... هر چند ماندی بیادم یک شاعر بیسوادم شاعرکه کاری به غیراز بی احترامی ندارد |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:11 توسط عبدالرضا مفتوحی |
|
|
می خراشدگوشهایم را صدای چوبها
دستهای پینه بسته آشنای چوبها بین انگشتم قلم بود وفشار دستها گاه گاهی مشت و سیلی بود جای چوبها میزدی وبغضها رامی شکستی یک به یک پاسخ من بود نفرین در ازای چوبها هی فلک میکردی ومیرفت آهم تا فلک موج میزد ناله من توی نای چوبها دردهای مشترک دارند چوب و این دلم خرد میشدمثل قلبم دست و پای چوبها اشکهایم را درآوردی نمی بخشم تورا روی لبها خنده گم شد لابه لای چوبها گرشود دریا مرکب دشتها کاغذ شود مینویسم تاقیامت ماجرای چوبها |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 2:6 توسط عبدالرضا مفتوحی |
|
|
..روز معلم بردانش آموزان مبارک باد..
شبیه جوجه گرفتار یک عقاب شدم زچوبدستی تو غرق اضطراب شدم کنار میز خودت روبروی شاگردان تومثل آتش و من مثل برف آب شدم تو مثل زلزله بودی ولی نه سنگین تر شبیه ارگ تکان خوردم و خراب شدم سر کلاس شما من ستاره ای بودم که از گزند معلم شبی شهاب شدم چقدر تشنه دویدم برای آب چه شد کویر دیدم و بازیچه سراب شدم شبیه موج مرا هی به صخره کوبیدی منی که زیر قدمهای تو حباب شدم همیشه نیت کارصواب می کردم ولی زبخت بد و شوم خودکباب شدم خلاصه طرد شدم من ز درس ومدرسه ام خلاف کردم و هی غرق منجلاب شدم غزل نوشتم و دیدی که عقده خالی شد فقط به قصدتلافی که بی حساب شدم دوباره روز معلم رسید و گویا من برای یک غزل طنز انتخاب شدم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 16:58 توسط عبدالرضا مفتوحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نام:عبدالرضا
نام خانوادگی:مفتوحی محل تولد:لار نام پسر:عرفان و دخترم غزل و....دیگر هیچ |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|